تبليغاتX
چند خط یادگاری
چند خط یادگاری
نگران اشک‌هایم نباش !
.


از لبخندم بترس

 
که معنایش اشک‌های فردای توست .......!!!
 
(مخاطب خاص)
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 | 21:29 | راحله خانومی |

ایستاده ام
در اتوبوس


چشم در چشم‌های نا گفتنی اش.

یک نفر گفت:


«آقا
جای خالی
بفرمایید»

چه غمگینانه است


وقتی در باران

به تو چتر تعارف می‌کنند.

 

 

 

با تشکر از امیرحسین عزیز

شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | 13:16 | راحله خانومی |

سلام دوستای خوبم

یه سوال

اگه خودکار شما به اندازه نوشتن یک جمله جوهر داشت

 چی مینوشتین؟

ممنون از حضورتون

 

دوشنبه هفتم فروردین 1391 | 14:49 | راحله خانومی |

دستهایت را پس میکشـــ ـــی...

خشــ ـــکم میزنــ ــد...

و چقــ ــدر غریبانــ ــه...

چشمهــ ــایم

غصه تنــ ــهایی دستهایم را میخورنــ ــد..

چشمــ ـــانت را میــ ــدزدی

پشت میــ ــکنی و نیشــ ــخند میزنــ ــی

و گمــ ــان میکنــ ــی بعد از رفتنــ ــت

مــ ــن تا همیشــ ــه تنــ ــها

منتظــ ــر قدمهای آرامــ ــت میمانــ ــم...

چه خیــ ــال پوچــ ــی...

فــ ــردای رفتنــ ــت

دیـ ـگر نه یــ ـادت هست نه خاطــ ــراتت...

نه میمیــ ــرم

نه حتــ ــی دلتنــ ــگ میشــ ــوم

فــ ـــردای رفتنــ ــت

فقـ ــط مــ ــن هستم و زنــ ــدگی...

حالا اگر میخواهــ ـی بروی..

بــ ـــرو

دوباره مینویسم

دلم تنگ است

نه

به خودت نگیر

دیگر نوشته هایم

بوی تو را نمیدهد..

حالم آنقدر خوب است که دیگر

هوای دستانت به سرم نمیزند..

فقط چشمانت...

چرا با من حرف میزند؟

 

 با تشکر از محمد

چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 | 12:55 | راحله خانومی |

 

 

 

دنیای دست ها از هر دنیایی بی وفاتر است....

امروز دست هایت را می گیرند....

قصه ی عادت که شدی....

همان دست ها را برایت تکان می دهند...



جمعه پنجم اسفند 1390 | 18:57 | راحله خانومی |

 

         

جشن تولده هاااا..........اگه میخای مهمون عزیز جشن من  باشی  باید روی ادامه مطلب کلیک کنی دوست جونیم...... 

                    

 animated gifs


ادامه ي حرفهاي ما
جمعه چهاردهم بهمن 1390 | 18:51 | راحله خانومی |

 

دردم می آید

وقتی که می بینم

روشنفکریتان

برای دختران غریبه است ..... ولي ....

به خواهر و مادر خود که میرسید

قیصر میشوید.......

 

شنبه هشتم بهمن 1390 | 11:46 | راحله خانومی |

 

 عاشقانه.خاص.رویایی

 دور باش

 

 اما نزدیک

 

من از دور بودن های نزدیک

 

میترسم.......

 

شنبه بیست و چهارم دی 1390 | 10:10 | راحله خانومی |

 

عاشق این اهنگم ک داری میشنوی..............

این اولین اهنگی بود ک منو با دنیای عاشقی اشنا کرد.....

اونموقع اول راهنمایی بودم فک کنم

اولین اهنگی ک منو ب خودش جذب کرد........

خیلی دوسش دارم........خیلی

من عاشق صدای هومنم............

چه دورانی بود اونروزا چقدر شیطونی کردیم............

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه چهاردهم دی 1390 | 13:15 | راحله خانومی |

ی  چیزایی رو تازه فهمیدم.ساده بودم...چند ماه نفهمیدم...اما الان ی حسی بهم میگه ک اره درست فک میکنی....همینه دلیلش...

 

خیلی نامردیه! چی؟! اینکه بخوای از دلشکستگی ی نفر سواستفاده کنی تا ب هدف خودت برسی...!

 

خیلی نامردیه که وقتی داره واست از دل شکستش حرف میزنه تو فکر این باشی ک الان چی بگی ک شاید ب دلش بشینه اونوقت تو به هدفت میرسی......

ب مظلومیتش فکر نمیکنی...؟

ب اینکه تو هم داری با احساسش بازی میکنی!؟

 پس توهم با اونکه خودش داره برات تعریف میکنه فرقی نداری..........!

میدونی! خیلی نامردیه ک وقتی ی نفر از محبت بیزار شده و شایدم تشنه ی  اونه؛ تو دروغی بهش عشق هدیه کنی...

دروغی بگی ک میفهمیش....این بار اگه بفهمه ک عشقت دروغه بدتر از دفعه ی قبل میشکنه...چرا ؟ چون این دفعه واقعا تو بازیش دادی...

خود تو ک یروزی مونسش بودی!

خیلی نامردیه ک بشینی کنار یکی و دستاشو بگیری و توی چشماش خیره بشی بگی بخدا عاشقتم اما چند ماه بعد وقتی میبینیش بیتفاوت ازکنارش رد بشی ...

چرا؟ چون  ی موقع عشق جدیدت چیزی نفهمه....نفهمه ک یروزی ب اونم اینارو گفتی...همینجوری نگاش کردی...!

واقعا خجالت نمیکشی وقتی دوباره میبینیش؟؟  داری حالمو بهم میزنی !

مگه احساس ادم انقدر زود ته میکشه...! ج! تو واقعا پستی !

 

میگی عاشقی ولی دست رو دست میذاری میگی سرنوشته !!!

این چجور عشقیههههههه !

تو دروغ میگی! تو بخودتم دروغ میگی!

دنیا اینجور نمیمونه!

نمیمونه!

هوسی که صادقانه می گوید هوس،

صد شرف دارد به عشق دروغی که ریاکارانه خیانت می کند.


شنبه دهم دی 1390 | 13:51 | راحله خانومی |